
درخت تو گر بار دانش بگیرد
آیا حکایت ابوریحان، آن حکیم بزرگ را شنیدهاید؟ معنای «حکیم» را به یاد دارید؟ در کتاب مطالعات ششم آموختیم که در دورهی اسلامی به دانشمندان «حکیم» میگفتند؛ زیرا آنها علوم گوناگون را میدانستند و در چند علم استاد بودند. دانشمندانی مانند ابوریحان بیرونی، ابوعلی سینا و زکریای رازی از جمله حکیمان بزرگ آن دوران بودند.
روزی ابوریحان در بستر مرگ بود و در همان حال از کسی مسئلهای پرسید. آن شخص با تعجب گفت: «اکنون چه وقت پرسیدن است؟» ابوریحان پاسخ داد: «دانسته بمیرم بهتر است یا ندانسته؟» آن مرد میگوید: «وقتی از خانهی ابوریحان بیرون آمدم، هنوز یک کوچه بیشتر نرفته بودم که صدای شیون بلند شد.» این حکایت نشان میدهد که ارزش دانستن و پرسیدن تا آخرین لحظهی زندگی چقدر مهم است.
سؤال پرسیدن اهمیت فراوانی دارد؛
اما آیا میدانیم تفاوت میان دو کلمه کلمهی پرسشی «چرا» و «چگونه» چیست؟
هر یک از این واژهها کاربرد خاصی دارند.
«چرا» برای پرسیدن علت و دلیل استفاده میشود
«چگونه» دربارهی روش و چگونگی انجام یک کار سؤال میکند.
دانستن این تفاوتها به ما کمک میکند پرسشهای درستتر و دقیقتری بپرسیم و بهتر بیاموزیم
کسی که چرایی برای زندگیکردن داشته باشد از عهدهٔ چگونگی آن برخواهد آمد.
نیچه
به این جمله فکر کنید
درک و دریافت خود را بنویسید.