فرض کن زمینی داری که طول و عرض آن هر کدام ۱۰۰ متر است.
۱۰۰ متر × ۱۰۰ متر = ۱۰٬۰۰۰ مترمربع
یعنی یک هکتار.
قانون ۱۰ هزار ساعت چیست؟
یک قانون معروف در یادگیری میگوید:
اگر میخواهی در یک مهارت پیشرفت کنی و در آن به استادی برسی، باید حدود ۱۰ هزار ساعت تمرین کنی.
یعنی تقریباً ۱۰ سال، هر روز ۳ ساعت تمرین مداوم.
حالا بیا این قانون را در مورد چیزهایی که در آنها ضعف داری بررسی کنیم.
شاید با خودت بگویی:
من همیشه در ریاضی ضعیف بودهام.
املاهایم پر از غلط است.
دستخطم خیلی بد است.
من نمیتوانم درسها را خوب به خاطر بسپارم.
از من دانشآموز درسخوان درنمیآید.
بعد هم نتیجه بگیری:
«پس بهتر است بروم گیمنت!»
یا بگویی:
«رونالدو که درسخوان نبوده، من هم فوتبال را ادامه میدهم.»
یا:
«یک کانال یوتیوب میزنم و مثل پرهام گیمپلی میشوم!»
اما یک سؤال مهم:
آیا واقعاً برای مهارتی که در آن ضعیفی، زمان کافی گذاشتهای؟
همه این بهانهها را کنار بگذار.
از امروز فقط یک ساعت برای یادگیری بگذار؛ مثلاً برای زبان، ریاضی، املا یا هر مهارتی که در آن ضعف داری.
آن هم بدون حواسپرتی و با تمرکز کامل.
قول میدهم اگر صادقانه برای یادگیری وقت بگذاری، نتیجههای درخشانی خواهی دید.
من این روزها دانشآموز مدرسه نویسندگی هستم.
وقتی نوشتهها و تمرینهای همکلاسیهایم را میخواندم، از خودم میپرسیدم:
«چرا من نمیتوانم مثل آنها متنها و شعرهای خوب بنویسم؟»
بعد به خودم گفتم:
«نگار، اگر میخواهی در نویسندگی حرفهای شوی، باید ۱۰ هزار ساعت تمرین واقعی انجام دهی.»
برای اینکه این عدد بزرگ قابلفهمتر شود، آن را به ۱۰۰ دفتر ۱۰۰ ساعته تقسیم کردم.
هر ۱۰۰ ساعت تمرین، فقط یک دفتر از ۱۰۰ دفتر است.
پس در مسیر یادگیری باید هم صادق باشیم و هم پرتلاش.
من هنوز هر روز مینویسم و حتی به پایان ۱۰۰ ساعت اول هم نرسیدهام.
اما یک مزیت بزرگ این روش این است که میتوانم هر روز رشد خودم را ببینم.
قدمهای کوچک، وقتی ادامه پیدا کنند، به نتایج بزرگ تبدیل میشوند.