
درخت وجود تو چه میوهای دارد؟
هر کار خوبی که در روز انجام میدهیم، مثل کاشتن یک نهال کوچک است.
رشد کردن این درخت زمان میبرد. بعضی درختها پر از سیب و زردآلوهای شیرین و درشت میشوند و بعضیها حتی یک برگ هم ندارند!
شاید ما هم مثل یک درخت باشیم.
آبی که میخوریم، خورشیدی که دریافت میکنیم و کارهایی که یاد میگیریم، قرار است چه میوهای به ما بدهند؟
میوه واقعی ما انسانها، دانش، اندیشه و کردار نیکو است.
شاعران بزرگ برای اینکه این حرفهای قشنگ را به زیباترین شکل به ما یاد بدهند، از دو جادوی ادبی استفاده میکنند:
۱. آرایه تشخیص (جانبخشی به اشیا)
در دنیای واقعی، هیچ درختی گریه نمیکند،
هیچ حیوانی سخن نمیگوید و هیچ تبر یا شعلهای نمیخندد.
اما در ادبیات، شاعر به موجودات بیجان، رفتارها و ویژگیهای انسانی (مثل حرف زدن، خندیدن یا غصه خوردن) نسبت میدهد تا حرفش اثرگذارتر شود.
- دنیای کارتونی: دقیقاً مثل انیمیشن «ماشینها» یا «پرندگان خشمگین» که در آنها ماشینها و پرندهها مثل آدمها حرف میزنند و تصمیم میگیرند!
- مثال از شعر «میوه هنر» پروین اعتصامی:
خندید بر او شعله، کز دست که نالی؟
(شعله در دنیای واقعی نمیخندد، پس آرایه تشخیص دارد.)
۲. آرایه مناظره
وقتی دو نفر یا دو چیز (که معمولاً بیجان هستند) روبروی هم قرار میگیرند و نظرات خودشان را رد و بدل میکنند،
آرایه مناظره شکل میگیرد. مناظره از ریشه «نظر» و «منظور» میآید و به معنی گفتوگو و مباحثه است.
پروین اعتصامی استاد بیرقیب این آرایه است. او در شعرهایش کاری میکند که تبر با درخت سپیدار، یا سیر با پیاز با هم گفتوگو و مناظره کنند تا ما یک درس بزرگ اخلاقی یاد بگیریم.
یادمان باشد: شاعران از این دو آرایه استفاده میکنند تا کلامشان زیباتر، جذابتر و تاثیرگذارتر شود و درسهای زندگی را در قالب داستانهای شیرین به ذهن ما بسپارند.