حقیقت این است که یادگیری گاهی برای ما دشوار است. همهمان گاهی آرزو کردهایم کاش قرصی وجود داشت که با خوردن آن، به هر مطلبی مسلط میشدیم؛ اما واقعیت این است که یادگیری، مسیر میانبر ندارد.
امروز بعد از اینکه کلاس خودم تمام شد، نوبت به کلاسِ «خورشید»، خواهرزادهام رسید. متنِ کتابِ مقابلش، در ظاهر چند خط ساده بود، اما چقدر دشوار به نظر میرسید!
کلمه «مغرور» انگار سختترین کلمه دنیا بود. یکبار خرگوش را «خرگوش کوچولو» میخواند.
دیدم که چطور از اضطراب، اشک در چشمهایش جمع شد. اما بعد از چند بار کار کردن، ناگهان طلسم شکست و شروع کرد به خواندن.
این همان پاداشِ تمرینهای سخت است. استادم همیشه میگوید: «یک قهرمان المپیک برای چند ثانیه درخشش، سالها و ماهها و روزها زحمت کشیده است.» اگر روحیه جنگنده داشته باشی، حل کردنِ پازلِ یادگیری برایت جذاب میشود. این پازلی است که باید تکههایش را کنار هم بچینی:
۴ پازلِ اصلی یادگیری
۱. پذیرش
اولین قدم این است که به خودت نگویی «من کلاً خنگ هستم!». یادگیری ذاتاً مرحلهای دشوار دارد. به یادگیری به چشم یک پازل نگاه کن؛ پازلی که قرار نیست در اولین تلاش کامل شود. با پذیرشِ این حقیقت، اضطرابِ تو از بین میرود.
۲. اشتیاق
نباید نیمهکاره و از روی اجبار درس بخوانی. یادگیری هر موضوعی را تبدیل به یک چالشِ جذاب کن. وقتی با تمام دل و جان بخواهی که به یک مهارت مسلط شوی، مغزت بسیار سریعتر عمل میکند. همین تمرینِ مهارتهای فکری، در آینده به تو یاری خواهد رساند.
۳. بخشبندی
آیا ما همه غذا را یکجا میخوریم؟ خیر، لقمهلقمه میخوریم تا هضم شود. مطالب درسی را هم باید همینطور هضم کرد. موضوعات را طبقهبندی کن، برایشان نقاشی بکش و طرح بزن. تقسیم کردنِ مطالب نباید مکانیکی باشد؛ میتوانی روی یک صفحه یا حتی یک موضوعِ خاص متمرکز شوی و آن را به بخشهای کوچکتر و قابلهضم تبدیل کنی.
۴. بازیابی
فعالیت بدنی و استراحتِ فعال را میانِ درس خواندن فراموش نکن. گاهی پس از اینکه کارت را رها میکنی، کمی راه میروی، قدم میزنی یا حتی بعد از یک دوشِ آبِ گرم، تازه به نکته اصلیِ مطلب پی میبری. این «بازیابیِ ذهنی» به مغز اجازه میدهد اطلاعات را طبقهبندی و تثبیت کند.

تمرین کاربردی: از «باید خواند» تا «هنرِ یادگیری»
حالا اگر می خواهی مطالعات کلاس ششم را بخوانی اینگونه شروع کن.
- گام اول : بپذیر که خواندنِ این مطالب قرار است چالشبرانگیز باشد. این دشواری، متناسب با رشد مغزی و تواناییهای شناختی توست. اگر خیلی ساده بود که چیزی یاد نمیگرفتی!
- گام دوم: تصور کن محتوایی که روبهرویت است، نتیجهاش باید مثل یک اثر هنری باشد. اگر به ماشین علاقه داری، مثل لذتِ تیونینگ کردن است؛ اگر به آشپزی علاقه داری، مثل ساختن یک چیزکیکِ خوشمزه. به یادگیری، نگاهِ هنرمندانه داشته باش.
- گام سوم: فهرست مطالب کتاب را باز کن. بر اساس سلیقه خودت انتخاب کن که از کجا شروع کنی؛ تاریخ؟ جغرافیا؟ یا موضوعات دیگر؟ وقتی انتخاب با تو باشد، موتورِ مغزت روشنتر کار میکند.
- گام چهارم : وقتی شروع به خواندن میکنی، ممکن است مغزت مثل گوشی که وسطِ کلاسِ «شاد» داغ میکند، گرم شود! تمرکزِ عمیق معمولاً ۲۵ دقیقه است (گرچه گاهی کمتر یا بیشتر است). هر وقت حس کردی دیگر متوجه نمیشوی، یعنی وقتِ استراحت است؛ راه برو، دوش بگیر و دوباره شروع کن.
همین قطعههای کوچکِ یادگیری را که به هم وصل کنی، یک شکلِ بزرگ و باشکوه از دانش شکل میگیرد.