حق با من است

صبح که می‌شود، قبل از اینکه چشم‌مان را کامل باز کنیم، یک لیست بلندبالا از «وظایف» جلوی دست‌مان است.

معلم جان می‌آید و روی تخته می‌نویسد: «وظایف دانش‌آموز».

خانم مدیر سر صف می‌آید و با صدایی که از بلندگو پخش می‌شود، «قوانینِ بایدها» را دیکته می‌کند.

تا می‌خواهیم برویم خانه‌ی خاله، مامان می‌گوید: «آن‌جا این کار را نکن، آن حرف را نزن، این‌طور بنشین، آن‌طور نخند!»

خلاصه که ما «باید»های متحرک هستیم. اما یک‌جای کار می‌لنگد!

آقا/خانمِ بزرگ‌تری که این همه «وظیفه» برای ما تراشیده‌اید، مگر ما «حق» نداریم؟

توی این دفترِ بزرگِ قوانین، صفحه «حقوقِ بچه» کجای کتاب است؟

بیا بنشینیم حساب‌وکتاب کنیم

قبلش این داستان را بخوانیم

تفاوت «وظیفه» و «حق»

فرض کن دنیا یک مغازه است.

وظیفه‌ها، آن پولی هستند که ما باید بپردازیم تا اجازه داشته باشیم در این مغازه بمانیم (درس خواندن، مرتب بودن، رعایت ادب).

حقوق، آن کالاهایی هستند که ما خریده‌ایم و صاحب‌شان هستیم (احترام، آرامش، شنیده شدن).

اگر فقط پول بدهیم (وظیفه انجام دهیم) و هیچ‌چیز نخریم (حق‌مان را نگیریم)، آن‌وقت ما یک مشتریِ ساده‌لوح هستیم! وظیفه برای رشدِ توست، حق برای محافظت از تو.

من «حق» دارم!

نترسید، اینجا کلاسِ درس نیست که امتحان بگیرم! اینجا می‌خواهیم از چیزهایی بگوییم که در سایتِ «یونیسف» (یک جای خیلی معتبر که کارش حمایت از بچه‌هاست) نوشته شده. یعنی این‌ها حرفِ منِ تنها نیست، حرفِ قانونِ دنیاست:

  • حقِ امنیت: حق داری هیچ‌کس تو را نترساند، تهدید نکند یا به تو صدمه‌ی بدنی نزند.
  • حقِ احترام: حق داری با تو محترمانه حرف بزنند؛ نه با داد، نه با تحقیر و نه با مسخره کردن.
  • حقِ بازی و استراحت: تو فقط برای درس خواندن به دنیا نیامدی! بازی و تفریح برای مغز و روحِ تو یک «حق» است، نه یک جایزه‌ی اضافه.
  • حقِ شنیده شدن: وقتی موضوعی به تو مربوط است (مثل انتخاب کلاس یا برنامه‌ی روزانه)، حق داری نظرت را بگویی و حرفت شنیده شود.
  • حقِ حریم خصوصی: وسایل شخصی، دفتر، اتاق و گوشیِ تو، حریمِ توست. بزرگ‌ترها باید برای ورود به این حریم، احترام قائل باشند.
  • حقِ اشتباه کردن: تو یادگیرنده‌ای! پس حق داری اشتباه کنی و به جای سرزنش شدن، راهِ درست را یاد بگیری.
  • حقِ برابر بودن: فرقی نمی‌کند دختر باشی یا پسر، قوی باشی یا ضعیف؛ تو حق داری با تو عادلانه برخورد شود.
  • حقِ “نه” گفتن: اگر کسی، حتی یک بزرگ‌تر، از تو کاری خواست که تو را معذب یا ناراحت کرد، تو حق داری محترمانه بگویی: «نه، من راحت نیستم.»

حالا بگو ببینم:

بین این همه حق، کدام یکی‌اش بیشتر توی خانه‌تان یا مدرسه‌تان زیرِ دست‌وپاست و رعایت نمی‌شود؟

توی  نظر ها بنویس، شاید یک روز همه‌ی ما با هم بلند شدیم و حقوق‌مان را از «وظیفه‌شناس‌ها» پس گرفتیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *