مغزت را دگرگون کن، تا دنیا را دگرگون کنی

مراقب مغزت هستی؟

بچه‌ها، امروز می‌خواهیم درباره‌ی پیچیده‌ترین مخلوق شناخته‌شده در جهان بیشتر بدانیم.

به سرتان دست بزنید

دقیقاً همین‌جاست!

مغز شما؛ عضوی شگفت‌انگیز با وزنی حدود یک کیلو و سیصد گرم که فرمانده‌ی تمام کارهای بدن ماست

لی‌لو هم کنجکاو است تا مغز را بشناسد.

بخشی ژله‌ای‌رنگ درون جمجمه‌ی شما قرار دارد؛عضوی کوچک اما شگفت‌انگیز که پیچیده‌ترین آفرینش شناخته‌شده در جهان است: مغز.

مغز ما مانند یک سمفونی هماهنگ است؛ جایی که آهنگ زندگی و حرکت بدن در آن جریان دارد.

پیام‌های عصبی با سرعتی حدود ۴۳۰ کیلومتر در ساعت در مغز جابه‌جا می‌شوند.

روزنامه‌هایی را که در دکه‌ها می‌بینید تصور کنیدمی‌گویند ظرفیت مغز انسان می‌تواند به اندازه‌ی اطلاعاتی معادل شش میلیون روزنامه باشد.

تعداد ارتباط‌های عصبی در مغز شما آن‌قدر زیاد است که گفته می‌شود از تعداد ستارگان و کهکشان‌های جهان هم بیشتر است.

هفت اصل اساسی درباره‌ی مغز

۱. مغز در تمام کارهای ما نقش دارد.

از فکر کردن و یاد گرفتن گرفته تا حرکت کردن و احساس کردن؛ همه زیر نظر مغز انجام می‌شود.

۲. اگر مغز درست کار نکند، بدن هم دچار مشکل می‌شود.

سلامت مغز برابر با سلامت زندگی ماست.

۳. مغز از حدود ۱۰۰ میلیارد نورون تشکیل شده است.

این سلول‌های عصبی با شبکه‌ای گسترده به هم متصل‌اند.

۴. مغز شگفت‌انگیزترین عضو بدن است.

هیچ اندامی درجهان به اندازه‌ی مغز پیچیده و توانمند نیست.

۵. برخی رفتارها به مغز آسیب می‌زنند.

کم‌خوابی، استرس شدید، تغذیه‌ی ناسالم، کم‌تحرکی و مصرف مواد مضر می‌توانند عملکرد مغز را ضعیف کنند.

۶. برخی عادت‌ها مغز را تقویت می‌کنند.

خواب کافی، مطالعه، یادگیری مهارت‌های جدید، ورزش، تغذیه‌ی سالم و ارتباط‌های مثبت اجتماعی به رشد مغز کمک می‌کنند.

۷. نکته طلایی: مغز قابل تغییر است.

ما می‌توانیم با تمرین و یادگیری، مغز خود را قوی‌تر و کارآمدتر کنیم. به این توانایی، انعطاف‌پذیری مغز گفته می‌شود.

پس به مغزتان علاقه‌مند باشید و قدرش را بدانید؛

چون تمام دنیای شما در همین عضو شگفت‌انگیز شکل می‌گیرد.

نکته‌ی مهم

در دوره‌ی پیش‌نوجوانی و نوجوانی مغز تغییرات زیادی را تجربه می‌کند. در این زمان مغز تلاش می‌کند کم‌کم هویت فردی را شکل دهد. برای این کار، مغز شروع به مرتب کردن و حذف برخی ارتباط‌ها و اطلاعات غیرضروری می‌کند؛ فرایندی که به آن هرس شدن مغزی گفته می‌شود.

در این دوره بسیاری از نوجوانان احساسات تازه‌ای را تجربه می‌کنند. گاهی حس‌هایی مانند خجالت یا شرم نیز در کنار شکل‌گیری هویت دیده می‌شود؛ زیرا فرد در حال شناختن خود و جایگاهش در جهان است.

معمولاً بین ۱۷ تا ۱۹ سالگی هویت فردی بیشتر تثبیت می‌شود و فرد تصویر روشن‌تری از خود پیدا می‌کند.

در ابتدای متن گفتیم که مغز مانند یک سمفونی است؛ یعنی همه‌ی بخش‌های آن باید هماهنگ با هم کار کنند. اگر این هماهنگی به‌خوبی انجام نشود، مانند موسیقی‌ای خواهد شد که صدای خارج می‌دهد. به همین دلیل مراقبت از مغز، یادگیری، خواب کافی و آرامش ذهنی برای عملکرد بهتر آن بسیار مهم است.

اگر دوست دارید بیشتر بدانید این کتاب را بخوانید .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *