در حال فلسفیدن هستم؛ لطفاً مزاحم نشوید

 

تا حالا شده با سؤال‌های زیادتون بزرگ‌ترها را کلافه کنید؟

تبریک می‌گم! اگر آن‌قدر سؤال کردید که دیگران خسته شوند، یعنی تو یک فیلسوفی.

بیا به این کلمه‌ها بیندیشیم:

  • فیلسوف
  • فلسفه
  • فلسفیدن

این کلمه‌ها شاید خیلی دشوار به نظر برسند، اما نترسید.

بیاید به اولین فیلسوف بیاندیشیم.

شاید فکر کنید

داداشمون سقراط است.

اما خیر سخت در اشتباهید.

 

فقط بیایید برگردیم به چندین هزار سال پیش

انسان غارنشین؛ نه گوشی داشت، نه کتاب، نه مدرسه و شاید حتی نه لباس.

صبح که بیدار می‌شد، می‌دید صبح شده است.

شب که می‌شد، با تعجب به ماه نگاه می‌کرد و می‌گفت:
«عجب! ماه اینجا چه کار می‌کند؟»

فصل‌ها عوض می‌شدند و انسان اولیه همچنان متحیر بود.

همین‌جا بود که فلسفه به دنیا آمد.

فلسفه به زبان ساده یعنی پرسیدن.

حیرت کردن و پرسیدن چرا؟

مانند:
چرا ما هستیم؟

چرا جهان وجود دارد؟

و حتی چراهای ساده‌تر.

برای همین است که گفتم بچه‌ها نزدیک‌ترین موجودات به فیلسوف‌ها هستند.

هر کدوم از شما یک فیلسوف هستید.

حالا بریم سراغ تعریف این واژه ها

فیلسوف: کسی است که به چراییِ جهان و زندگی می‌اندیشد و برای پیدا کردن پاسخ، پرسش‌های عمیق می‌پرسد.

فلسفه: علمِ چرایی‌هاست؛ دانشی که به ما یاد می‌دهد درباره‌ی جهان، انسان و زندگی فکر کنیم و برای پرسش‌هایمان دلیل و استدلال پیدا کنیم.

فلسفیدن :مصدری است برای اندیشیدنِ فلسفی؛ یعنی پرسیدن، فکر کردن و جست‌وجوی پاسخ برای سؤال‌های بزرگ و کوچک.

آیا مصدرهای دیگر می‌توانید نام ببرید؟

بله، بله؛ خوردن، خوابیدن، نوشتن، خواندن… و فلسفیدن.

از این به بعد اگر حوصله‌ی کسی را نداشتید، بهش بگید:

«در حال فلسفیدن هستم؛ لطفاً مزاحم نشوید!»

 

 

 

حالا نوبت شماست

چند سؤال را که از کودکی در ذهنتان بوده و هنوز پاسخ روشنی برای آن پیدا نکرده‌اید، مطرح کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *