روزی روزگاری، یه آقایی(روانشناس روانی) بود به اسم آقای سلیگمن.
او یک سگ داشت که در یک محوطهی کوچک زندگی میکرد.
کف این محوطه گاهی یک برق کوچولو (پالس)میزد!
سگ بیچاره هر طرف که میدوید تا از دست برق فرار کند،
باز هم فایده نداشت و برق میگرفتش.
بعد، آقای سلیگمن در آن محوطه را باز کرد تا سگ بتواند بیرون برود و راحت شود.
اما میدانی سگ چه کار کرد؟
همانجا نشست و تکان نخورد.
واقعا!!!
او در ذهنش یاد گرفته بود که دیگر هیچ راه فراری ندارد.
سگ بیچاره باور کرده بود که تلاش کردن بیفایده است.
به همین خاطر، حتی وقتی راه فرار باز شد، دیگر سعی نکرد از آنجا بیرون برود.
اینجا یک نظریه متولد شد.
به این حالت میگویند «درماندگیِ آموختهشده».
یعنی آدم یا حیوان، بعد از چند بار شکست،
باورش میشود که دیگر هیچ کاری از دستش برنمیآید،
حتی اگر راه حل دقیقا جلوی چشمش باشد!
بعدِ یه مدت، آقای سلیگمن در جعبه رو باز کرد.
یعنی راهِ فرار کاملاً باز شد! ولی میدونی اون حیوون بیچاره چی کار کرد؟
هیچی! همونجا نشست و تکون نخورد.
چرا؟ چون توی مغزش یاد گرفته بود: «هر کار کنم، باز هم اون اتفاق بد میافته. پس بیخیال! اصلا چرا خودم رو خسته کنم؟»

چرا کلاس ششمیها باید قصه «سگ سلیگمن» را بدانند؟
برای ما کلاس ششمیها، یاد گرفتن این قصه خیلی مهم است؛
چون به ما یاد میدهد چطور با یک حس موذی و خطرناک مبارزه کنیم.
اول از همه، ما میتوانیم روی این حس ناتوانی اسم بگذاریم تا از ابهت بیفتد و حتی خندهدار شود؛
اسمهایی مثل «سگ سلیگمن»، «درماندگی آموخته شده» یا «تله پالس بعدی».
از این به بعد،
به جای اینکه بگوییم «من نمیتوانم»
میگوییم: «دوباره سگ سلیگمن در ذهنم پارس کرد!»
یا «باز افتادم توی تله پالس بعدی!»
نام گذاری احساسات ابزار مهمی برای بهبود حال ماست.
دوم اینکه ما در زندگی با کلی چالش جدید و بزرگ رو به رو میشویم.
از چالش های بدنی و بلوغ تا چالش های تحصیلی حتی خانوادگی مرحلهی خیلی مهمی را داریم طی میکنیم.
در این مسیر، همیشه باید حواسمان به «راههای باز» باشد
. حتی اگر قبلاً شکست خورده باشیم،
باید به خودمان بگوییم: «شاید این بار مانع از بین رفته باشد و قفل در باز شده باشد.»
در نهایت، مگر ویژگی همه قهرمانها همین نیست؟
قهرمانها کسانی نیستند که هیچوقت شکست نمیخورند؛
آنها کسانی هستند که هیچوقت مغلوب این حس ناتوانی نمیشوند،
فریب سگ سلیگمن درونشان را نمیخورند و همیشه برای باز کردن درها تلاش میکنند.