رونویسی
تمرینی شبیه تنبیه
وقتی میگویم از روی یک صفحه از کتاب بنویسید،بعضی از شما ناراحت میشوید.
گاهی سرتان را روی میز میگذارید و میگویید:
نمیخواهم بنویسم.
فکر میکنم خیالی ها از رونویسی بیزارند.
یک خاطره
من هیچوقت طرفدار رونویسیهای طولانی و خستهکننده نبودهام. یکی از آخرین تصویرهایی که از پدربزرگم در ذهن دارم، به
همین موضوع برمیگردد.
نه ساله بودم که روزی برایم تعریف کرد:
«یکبار معلمم مرا جریمه کرد و مجبور شدم هفتاد صفحه بنویسم.»
آن زمان خودش فقط هشت سال داشت. سالها گذشت؛ او معلم شد و بعد هم بازنشسته شد. اما با وجود این همه سن و
سال و تجربه، وقتی آن خاطره را تعریف میکرد، انگار دوباره همان کودک هشتساله بود. ناخودآگاه مچ دستش را گرفت، آهی کشید و گفت:
«آن روز مچ دستم خیلی درد گرفت.»
پیدا بود که یادآوری آن اتفاق، بعد از این همه سال، هنوز هم دلش را میآزارد.
چرا رونویسی کردن میتواند یک دوستِ خوب باشد؟
خیلیها فکر میکنند رونویسی فقط تکرار کردن است، اما اگر درست و با دقت انجام شود، مثل یک تمرین ورزشی برای مغز و
دست ماست! رونویسی کردن به ما کمک میکند تا:
دستمان را قوی کنیم: مثل ورزشکارانی که تمرین میکنند تا عضلاتشان قوی شود، رونویسی هم باعث میشود دست ما به نوشتن عادت کند و خستهمان نشود.
با کلمات دوست شویم: وقتی کلمات را دقیق مینویسیم، با شکل درست و زیبای آنها آشنا میشویم و دیگر آنها را اشتباه نمینویسیم.
یک نگاهِ هوشمندانه داشته باشیم: رونویسی فقط کپی کردن نیست؛ وقتی یک جملهی زیبا را مینویسیم، چشم و مغز ما آن را میبینند و یاد میگیرند چطور جملات قشنگ بسازیم.
نوشتن را لذتبخش کنیم: هرچه بیشتر تمرین کنیم، نوشتن برایمان راحتتر و سریعتر میشود و دیگر از کاغذ و قلم نمیترسیم.
تابستان و رونویسی
تابستان که میرسد، برنامههای مدرسه کمتر میشود. بیشتر ما کمتر مینویسیم و وقت بیشتری را با گوشی، بازی یا تلویزیون میگذرانیم. کمکم دستمان هم به نوشتن عادتش را از دست میدهد.
اما یک راه ساده هست: کمی رونویسی کردن.
لازم نیست صفحههای زیادی بنویسی. حتی اگر هر روز یک پاراگراف کوتاه هم بنویسی، تمرین خوبی است. مهم این است که با آرامش، حوصله و دقت بنویسی؛ نه با عجله.
در نهایت همیشه به بچهها میگویم:
رونویسی کردن شبیه تمرینهای یک ورزشکار است.
مثلاً رونالدو را در نظر بگیرید. او نمیگوید: «من که تا حالا کلی کرنر زدهام، دیگر لازم نیست تمرین کنم.»
برعکس، هر روز دوباره تمرین میکند؛ پاس میدهد، شوت میزند و همان حرکتها را بارها تکرار میکند.
یا اگر پیانو یا هر ساز دیگری یاد بگیرید، میبینید که برای یاد گرفتن یک قطعه، باید بعضی نتها را چند بار تکرار کنید تا دستتان به آن عادت کند.
نوشتن هم همینطور است.
گاهی لازم است کلمات و جملهها را چند بار بنویسیم تا دست و ذهن ما به نوشتن درست عادت کند.